امسال سی سال است که ما از سرنوشت فردی به نام اقای سید موسی صدر بی اطلاع هستیم . نمی گذارم سوالی که اکنون در بدو کلام ایجاد شد ،شما را تا پایان این متن همراهی کند !
همگان اقای سید موسی صدر را با نام امام موسی صدر میشناسند و کسی نام ایشان را با عنوان ایت الله موسی صدر کمتر شنیده است .
ولی چرا من در این متن ایشان را اقای سید موسی صدر نامیده ام !؟
پاسخ :ما شیعیان لغت امام و پیشوا را برای غیر از دوازده امام (علیهم السلام) کمتر بکار میبریم ئ تنها برای افرادی بکار میبریم که حقیقا رفتارعلمی و عملی انان را قابل ستایش میدانیم که همانطور که استحضار دارید در این عصر این نام به افراد مشخصی منحصر شده است .
و اصولا این افراد که این عنوان را مردمان و نه خود ،برای ایشان برگزیده اند افراد خاص و با اهمیتی هستند و معمولا ادمی برای حفظ و پاسداری از افراد و اشیاء ارزشمند خود تا اخرین قطره خون تلاش میکند
مگر انکه شرع بگوید این تلاش شما با مبانی فقهی همخوانی ندارد ! و معمولا شرع تا خطر چشگیری کیان اسلامی را تهدید نکند چنین دستوری نمی دهد .
دیگر امام موسی ! را امام موسی خطاب نمی کنم چون معتقد هستم که یا ایشان شایستگی ان را نداشته است که ما وی را امام بنامیم یا اینکه انقدر بی غیرت شده ایم که فردی که ما او را امام مینامیم را شخصی دیوانه ۳۰ سال است دزدیده و ما اقدامی شایسته ای را در این خصوص انجام نداده ایم !
اقای موسي صدر در 3 شهريور سال 1357 و در آخرين مرحله از سفر دوره اي خود به كشورهاي عربي، بنا بر دعوت رسمي معمر قذافي (معروف به سرهنگ دیوانه ) وارد ليبي، و در روز 9 شهريور ربوده گرديد. دستگاههاي قضايي دولتهاي لبنان و ايتاليا، و همچنين تحقيقات انجام شده از سوي واتيكان، ادعاي رژيم ليبي مبني بر خروج امام از آن كشور و ورود ايشان به رم را رسما تكذيب نمود. مجموعه اطلاعات آشكار و پنهاني كه طي دو دهه پيش بدست آمدند، تماما دال بر آن هستند كه امام موسي صدر هرگز خاك ليبي را ترك نگفته است.
با این حال ما در این سی سال چه اقدامی عملی را برای باز پس گرفتن وی از خود نشان دادیم ؟! کجاست ان غیرت شیعی ؟
اسراییل اشغالگر یا حامیان ان برای یافتن نشانه ای از یک سرباز اسیر شده خود سایتی با عنوان ۱۰ میلیون دلار ایجاد میکند تبلیغات ان را در اکثر شبکه های ماهواره ای به زبانهای مختلف منتشر میکند در برخی خیابانهای مهم اعلامیه اش را به در و دیوار میکوبد !
انگاه ما چه کرده ایم ؟
در سالگرد تولد ! ربوده شدن ایشان مجلسی میگیریم که گویی مجلس ترحیم است ! و با این اقدام خود را قانع میکنیم که برای این عالم شیعه ایرانی ارج نهاده ایم !
دستگاه قضایی لبنان سال گذشته پرونده ایت الله موسی صدر را به جریان می اندازد تا جایی که حکم به تعقیب قانونی معمر قدافی میدهد . فراموش نکنیم که ایت الله موسی صدر در روز 14 خرداد سال 1307 هجري شمسي در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. پدر ايشان مرحوم آيت الله سيد صدرالدين صدر، جانشين مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم حائري مؤسس حوزه علميه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود. جد پدري ايشان مرحوم آيت الله سيد اسماعيل صدر، جانشين مرحوم آيت الله ميرزا حسن شيرازي و مرجع مطلق زمان خود، و جد مادري ايشان مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمي، جانشين مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني و رهبر قيام مردم مشهد بر عليه رضا خان بود! نه زاده کشور لبنان ! وشایسته بود دستگاه قضایی کشورمان قبل از اقدام دستگاه قضایی لبنان این اقدام را انجام میداد !
اگر در قانون امده است که میشود از رفتار رییس جمهور محترمانه انتقاد کرد من هم بعنوان یک شهروند میخواهم از رفتار ایشان محترمانه انتقاد کنم .

متاسفانه در دیداری که اقای احمدی نژاد رییس جمهور اصولگرای ما با معمر قذافی داشتند با وی به گرمی برخورد میکنند ! درست است اصول دیپلماتیک باید حفظ گردد ولی مگر همین چند روز قبل نبود که همه ما و حتی بزرگان حوزه های علمیه از رفتار نخست وزیر ترکیه در برخورد با مقامات اسراییلی را ستودیم ! چون حرکت اردغان را اقدامی ارزشی قلمداد کردیم و یقین داریم اقداماتی که رضایت خدا در ان است اسایش ملت را نیز به همراه دارد هر چند در اقدام نخست چیز دیگری را تداعی شود !
در انتها باز هم به عنوان یک مسلمان از همه بزرگان ، حوزه های علمیه ، دستگاههای قضایی و فرد فرد شیعیان میخواهم موضع جدی و مشخصی را در برخورد با پرونده اقای موسی صدر اتخاذ نمایند تا روزی با افتخار، ایشان را امام موسی صدر بنامیم !
توضیحی در خصوص مطلب « امام موسی صدر ، امام نیست ! »
پس از درج مطلبی با عنوان «امام موسی ، امام نیست » در شیعه نیوز که در پست قبلی در همین وبلاگ نیز درج شده است و انتشار ان در برخی سایتهای خبری برخی دوستان تصور کردند انتقاد از اقای رییس جمهور در خصوص دیدار با معمر قذافی شاید در استانه هیاهوی انتخابات اتی موضع شیعه نیوز علیه ایشون باشد !
هر چند تصور نمی کنم مخاطبین چنین تصوری را پس از خواندن این متن بهشون دست داده باشد ولی در هر حال شایسته دانستم اعلام کنم این انتقاد منحصر به دولت اقای احمدی نژاد نبوده و نخواهد بود تمامی دولتهایی که داشتیم در این کوتاهی سهیم هستند . کم و زیاد داره !
در هر حال این پرونده تا مشخص شدن نتیجه ان برای فرد فرد ما مفتوح خواهد ماند ... اگر هم ما کوتاهی کنیم یقینا نسل بعد ان را پیگیری خواهد کرد و حقیقت پنهان این پرونده روزی از زیر ابرهای اهریمنی بیرون کشیده خواهد شد ...
انعکاس این مطلب در سایتهای :
به گزارش « شیعه نیوز » ، یک سایت تازه تاسیس که ظاهرا مشخص نیست توسط چه کانالی اداره میشود در یک جهل کامل خبری به انتشار یک خبر سخیف دست و در ان عباراتی را به زبان اورد که پیش از این عین این عبارات را در یک سایت وهابی مشاهده کرده بودیم .
این سایت در این خبر چنین اورده :
یکی از پایگاه های مورد نظر، بازتاب آنلاین و شیعه نیوز بوده اند ولی متاسفانه پایگاه شیعه نیوز با توجه به نام خود اخلاق خبری را رعایت نکرده و خبر را به گزارش سما انتشار داده است . در پایگاه خبر نیوز منبع خبر «سما » ذکر شده و این جای گله نیست زیرا احتمال داده می شد که شیعه نیوز، خبر را از سما کپی کرده باشد . اما با توجه به کپی نمودن تیتر خبرنیوز مشخص می شود ، شیعه نیوز فقط از نام شیعه سوء استفاده کرده شاید بعدا اعلام نماید ، خبر نیوز این تیتر و خبر را از ما دزدیده است. شایان ذکر است بسیاری از مخاطبان پایگاه خبری تحلیلی خبر نیوز این موضوع را به اطلاع روابط عمومی رسانیده اند. شاید یکی از دلایل فیلتر شدن شیعه نیوز در گذشته رعایت نکردن همین نوع اخلاق خبری بوده است .
البته این اولین دزدی خبر و رعایت نکردن اصول خبری توسط شیعه نیوز نبوده و نخواهد بود.
الله اعلم (!)
شما میدانید اخلاق رسانه یعنی چی ؟
و سکوت ما را به حساب ........ نگذارید به حساب جمله : سکوت بر جاهل بهتر است از جواب بر او بگذارید . نگذارید پرده ها دریده شود والا حرف برای گفتن زیاد است که به صلاح شما نیست !
خبر « اگر طلاق نگرفته اید، تماس بگیرید » در :
بسم الله ...
این ششمین سفرم به کشور عراق است کشوری که سالهای کودکی و جنگ ۸ ساله زیارت از عتباتش برای ما به ارزویی مبدل کشته بود و با سرنگونی دولت پرزیدنت بعثی این ارزو برای ما محقق گشت ...
باری ... این بار برای دهه محرم عازم عراق میشدم نزدیک اذان صبح به مهران رسیدیم پس از اقامه نماز و روشن شدن هوا به طرف مرز حرکت کردیم با اینکه پنجم محرم بود و انتظار میرفت مرز شلوغ باشه ولیکن جمعیت زیادی انجا به چشم نمی خورد . البته نا گفته نباشد هوا بصورت عجیبی سرد بود .

" عکس ارتباطی به این متن ندارد مربوط میشود به شام غریبان امسال در کربلا "
به ورودی مرز که رسیدیم بلا فاصله عوارض خروج ! ( که خود جای بحث دارد ) را که هزار تومان از سفر قبل گران تر هم شده بود ! ( چه میکنه این علامت تعجب
)پرداختیم و پس از تایید و کنترل پاسپورت توسط مامورین ایرانی وارد ورودی مرز عراق شدیم که با درب بسته مرز عراق مواجه شدیم همانطور که میدانید حدودا ساعت عراق نیم ساعت بعد از ماست یعنی ساعت ۸ ایران در عراق ۷:۳۰ دقیقه است و خنده دارش اینجاست که ۲ متر فاصله درب ورودی ایران به عراق شاهد نیم ساعت تفاوت بودیم !
در هر حال بالاخره مرزبانان عراقی رضایت دادند و درب را گشودند و ما وارد کشور عراق شدیم تازه کار شروع شده بود.
اینبار هم باید مراحل قانونی انطرف را پشت سر میگذاشتیم البته با چندین برابر بی نظمی نسبت به ایران .
قبل از کنترل پاسپورت توسط عراقی ها نیروهای امریکایی را دیدیم که جوانان پسر بین ۱۸ تا ۴۰ سال را پس از اخذ پاسپورتشان یکی یکی به اتاقی هدایت میکردند !
هم نگران شدیم و هم کنجکاو که جریان از چه قراره ؟ نکته جالبش اینجا بود که این نیروها مسلط به زبانهای عربی ، فارسی و انگلیسی بودند و خیلی قشنگ و بدون لهجه فارسی صحبت میکردند با خود گفتم شاید اینها نیروهای مجاهدین خلق ( منافقین خلق ) هستند ولی چشمان ابی و بعضا موهای بورشان این حدسم را ضعیف کرد در این افکار بودم که ناگهان افسر امریکایی گفت : بحرینی - مسعود منم یاد مدرسه و سربازی افتادم میخواستم بگم : الله !
.....
در هر حال به من گفت : لوازم را کناری بگذار و بیا داخل قبل از ورود سرباز دیگری گفت : بازرسی باید بشید ! کمی بهم بر خورد که یعنی چی ؟! ولی دیدم ظاهرا چاره ای نیست ! البته با احترام سرباز شلگوش امریکایی که به راحتی میشد خلع سلاحش کرد بازرسی ابکی به عمل اورد و گفت : برو داخل اتاقکی شدم دیدم چهار میز در ان قرار داره و پشت هر کدام یک سرباز از شواهد متوجه شدم که اینجا انگشت نگاری میشیم من هم پشت یکی از میزها و مقابل ان سرباز قرار گرفتم از اینکه مجبور بودم مقابل سربازی بنشینم که خود را منجی مردم عراق میداند از خودم بدم امد . سربازی که من در مقابلش قرار گرفتم یک چینی امریکایی بود پس از سوال در باره اندازه قد و .... از انگشت هامون انگشت نگاری کردن و جالب تر اینکه از مردمک چشم هم عکس گرفتند خلاصه خفت به تمام معنی !
مهم تر اینکه این ارتش امریکا از عراقی ها با عراقی ها هم همین بر خورد را داشت . طفلکی عراقی که باید در کشور خودش انگشت نگاری شود انهم توسط نیروهای اشغالگر ! یک جوون هم در اتاق ما بود که میخواست شیرین بازی در بیاره وقتی سرباز ازش پرسید : اندازه قد ؟ اندازه نگرفتم ! جالب اینکه سرباز بدون اینکه ناراحت بشه گفت : مینویسم که نمی دونی ! اشاره ای بهش کردم که اینجا خیلی شیرین بازی در نیار یه دقعه ازت خوششون میاد میبرنت ابوغریب ! اونم خوشبختانه گوش کرد و در جواب به سوالات بعدی کمتر شیرین بازی کرد ... خلاصه از این پادگان کوچیک ارتش امریکا خارج شدیم و در حالیکه هنوز تو خماری این رفتار بودم تا رسیدیم به ماشینهای سواری که فریاد میکشیدن : کربلا ... نجف ... بغداد و .... دل زوار مولا رو از جا میکنه این کلمه ی کربلا !!! پس از حدود ۴:۳۰ دقیقه به شهر مقدس کربلا رسیدیم ... ابتدا وقتی از مرز مهران وارد شهر کربلا میشوی چشمت به گنبد و بارگاه حضرت عباس ( علیه السلام) میفته ... السلام علیک یا ابالفضل العباس ....
ایام محرم تمامی شهر کربلا سراسر عزادار است ! هر کس هر مقدار توان مالی و نیروی جسمانی دارد را به خدمت میگیرد ... یکی از دوستانی که انجا با او اشنا شدم و به زبان فارسی هم تسلط داشت ما را به یکی از هیآت هایی برد که در خیابان امام حسین (علیه السلام) درب قبله روزانه دو وعده غذا برای زوار حسینی می پختند یا بقول خودشون طبخ میکردند . از صحنه های زیبایی که در این هیآت دیدم این بود که هر کس سعی میکرد کار بیشتری بکند بدون اینکه منتی بر دیگری بگذارد گویی برای جمع کردن پاداش ثواب از هم سبقت میگرفتند !
در سرمای کربلا که امکانات بسیار نا چیز است اب سرد و .... جدا این عشق به ابی عبدالله بود که نمی گذاشت بچه ها خسته شوند .
از دیگر نکات ارزنده هماهنگی دولتی با عزاداران بود رساندن اب شیرین و گاز و مواد غذایی و کمکهای دیگر صحنه زیبایی را بوجود اورده بود ...
ادامه دارد ...

ابتدا لازم است اشاره کنم که در این نوشته قصد ندارم به گروه خاصی خدای ناکرده توهین و جسارتی نمایم اگر افرادی در لباسی هستند و کارهایی میکنند که باعث خدشه وارد شدن به ان لباس میگردد باید حساب انها را از دیگران جدا کرد .
مقدس بودن و مقدس نمایی همانطور که از نامشان مشخص است دو مقوله متفاوت است . انسانهای مقدس افرادی هستند که سالیان دراز با تزکیه ی نفس و پرهیز از گناه ، با عنایت خداوند به درجاتی از فیض الهی رسیدند که خوشا به حالشان از این جمله میتوان به مرحوم مقدس اردبیلی که از علمای سرشناس شیعه میباشد اشاره کرد .
انسانهای مقدس در تمامی ادیان ابراهیمی و بعضا غیر ابراهیمی از احترام خاصی برخوردار هستند . یکی از نشانه های این افراد دوری از تظاهر ، ریا و فریبکاریست علت انهم ساده است چون انسان فریبکار انسان مقدسی نیست !
اما افراد مقدس نما ... از نشانه های بارز این افراد ریاکاری و تظاهر است در نزد خلق چهره ای دارد و بقول شاعر : چون به خلوت میرود ..... من نمی خواهم به این مطلب که انقدر جای بحث دارد که سطر ها میتوان در خصوصش نوشت اشاره کنم چون میترسم این نوشته ها ایمان ، سست ایمان ها را سست تر نماید هر چند باید محکمتر کند ولی .... احتیاط میکنیم ....
مثالی میزنیم : تا بحال دیده اید که یک فرد هشتاد ساله ادای یک جوان ۱۷ ساله را در بیاورد ؟
معمولا جواب منفی است .
ولی ما میبینیم مقدس نمایان ۱۷ - ۱۸ ساله را که ادای پیرمردهای هشتاد ساله را در می اوردند . وقتی میخواهند راه بروند لاک پشت از انها جلو میزند و وقتی به ایشان سلام میکنی از ابتدای جواب سلامشان تا انتهای ان بیش از ۱۵ دقیقه طول میکشد ! وقتی میخواهند از زمین بلند شوند گویی بار تقوی بر دوششان چنان سنگینی میکند که باعث میشود زمانی را برای بر خواستن از زمین به خود اختصاص دهند !
عموما این افراد سن و سال چندانی هم ندارند و کارشان ادا در اوردن و تقلید کردن است (این تقلید در اینجا به معنی رفتار میمون میباشد )
من از ایشان یک سوال دارم ؟
ایا این سیره امیرالمومنین (علیه السلام ) است ؟
تا جایی که ما شنیدیم و خوانده ایم اقا امیرالمومنین ( علیه السلام ) وقت کار مردانه کار میکردند و وقت جنگ مردانه میجنگیدند و وقت عبادت با خضوع و خشوع کامل به عبادت میپرداختند . ایا این روش شما روش ایشان است ؟
یکی از علل مقدس نمایی ، پروری اکثریتی هستند که قران از ایشان مکرر نام برده است !
....... أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ....... این اکثریت که در هر جامعه وجود دارد افرادی هستند که وقتی از ایشان سوال میکنی که چرا دست این اقا را بوسیدی ؟ جوابی میدهند که خودشان هم شرمسار جواب بی معنای خود میشوند !
اینان هستند که باعث میشوند برخی از مقدس نمایان جو گیر شوند و ادعاهایی کنند که بعضا موجبات ارتداد خود را فراهم میکنند !
در این زمان بسیار شاهد هستیم که عده ای ادعای امامت و نبوت هم کرده اند اینان همان جو زده هایی هستند که اکثریت مورد نظر قران با کفش جفت کردن جلوی پایشان موجبات به جهنم رفتن را برایشان فراهم میکنند !
براستی مقدس نمایان خطر ناکترند یا اکثریت دور از اندیشه ؟
به امید روزی که وقتی به دنبال شخصی راه میرویم بدانیم او چه گذشته ای دارد و در حال حاضر چه شخصیتی دارد ؟ و دستی را ببوسیم که شایسته بوسیدن است و برای کسی تبلیغ کنیم که فردای قیامت چوبمان نزنند .