تبليغاتX
دست نوشته های مسعود بحرینی
 
چندی پیش برخی از سایتهای خبری دست نوشته یک جنبش به اصطلاح دانشجویی را منتشر نمودند که در ان به صورت بی پروا به ساحت مرجعیت شیعه جسارت شد ه بود !

در این بیانیه نکات مختلفی به چشم می خورد که هر یک به نوبه خود مجالی برای پاسخ می طلبد، اما مهم ترین نکته ای که پرداختن به آن ضروری به نظر می رسد، مساله مرجعیت و نقش آن در تحولات دنیای اسلام است.

پیش از ورود به این بحث لازم است نظر اسلام در مورد ایراد تهمت به مومنین بازگو شود. دین اسلام تا بدان جا نسبت به مومن و حفظ حرمت او تاکید نشان می دهد که حرمت مومن را در حد حرمت خانه کعبه دانسته و حتی در برخی از انواع تهمت مجازات در نظر گرفته و شخص تهمت زننده را محکوم به جاری شدن حد دانسته است.

از سوی دیگر ائمه معصومین علیهم السلام مقام و جایگاهی والا و رفیع برای عالمان مجتهد و مراجع تقلید قرار داده اند. حضرت امام صادق علیه السلام در بیانی صریح می فرمایند:
فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانه استخف بحکم الله و علینا رد و الراد علینا کافر و راد علی الله و هو علی حد الشرک بالله ( وسائل الشیعة، جلد1، صفحه 23)

هرگاه ( عالم مجتهد ) به حکم ما حکم نمود و مورد پذیرش برخی قرار نگرفت این کار استخفاف به حکم خداست و این افراد حکم ما را رد کرده اند و کسی که حکم ما را رد کند کافر است و حکم خداوند را رد کرده است و این در حد شرک به خداوند است.

پس از بیان این دو مطلب و روشن شدن بزرگی گناه تهمت و نپذیرفتن حکم مرجعیت شیعه، به دو فراز از مطالبی که در این بیانیه آمده است می پردازیم. در این بیانیه آمده است:

"امر بر بعضی از مراجع عظام روشن بین تقلید نیز مشتبه شد و در این زمینه موضع گیری های بعضا شدید اللحنی انجام دادند."

"بر مراجع تقلید شیعه که همواره در صف اول مبارزه با جبهه زر و زور و تزویر بوده اند و با موضع گیری های به موقع خویش در امتداد و طول مواضع ولی فقیه راهنمای مردم بوده اند، انتظار می رود در مورد موضع گیری ها و افراد حاضر در بیت خویش تحقیق جدی به عمل آورند.

مسئله حضور و ارتباط نواری متحجرین و انجمن حجتیه ای ها در بیوت مراجع و مسئله سازی برای مراجع با تکرار مکرر موضوعات خاص نظیر بزرگ نمایی خطر و مسئله وهابیت و سایر موارد همواره مورد نگرانی فضلا و علما و در بعض موارد موجب تزلزل بعض مقلدین کم اطلاع بوده است. ضرورت دارد آیات عظام خصوصا روشن بین ترین مراجع که در طول عمر علمی و سیاسی خویش در قبل و بعد از انقلاب خط شکن مواجهه های فکری، علمی و سیاسی و اخلاقی و متوجه مسائل مبتلا به جامعه بوده اند در کم کردن شر و مزاحمت این باندها و رسوا سازی آنان باردیگر پیش تازی خود را به منصه ظهور گذاشته و رویای شوم امریکا و مثلث اسلام آمریکایی را برای اختلاف و تفرقه افکنی با دم مسیحایی خویش باطل کنند."

نویسنده یا نویسندگان این بیانیه در لفافه ای از تکریم مرجعیت، سخت ترین توهین ها را به مقام منیع مرجعیت شیعه روا داشته و اتهامات سنگینی را به این نهاد با عظمت وارد ساخته است. وی افرادی را که به تصریح امام صادق علیه السلام گفتارشان ، گفتار امام معصوم علیه السلام است و رد کردن آنان در حد شرک به خداوند متعال شمرده شده است ، افرادی بی خبر دانسته که حتی از ارتباطات درون بیتی خود نیز بی اطلاع اند. و سپس موضع گیری آنان در قبال مظلومیت شیعیان پاراچنار را تحث تاثیر برخی جریانات اعلام کرده است.

معلوم نیست " روشن بینی " مورد نظر نویسنده در چه موردی است و چگونه می توان شخصی را روشن بین دانست با آن که در چنین مرتبه ای از بی خبری است. اگر نویسنده واژه " کور" یا " تاریک بین" را به کار می برد قطعا توهین مضاعفی نسبت به آن چه اکنون در بیانیه وجود دارد، صورت نداده بود.
پیوند دادن موضع مقام شامخ مرجعیت به یک گروه که نه سخنگوی آشکاری دارد و نه تریبونی متکفل بیان نظریات آنان است، آیا مصداقی از ایراد یک اتهام بدون ارائه کوچکترین دلیل نیست؟ به چه برهانی و با اتکاء به چه مستندی می توان چنین نسبتی به مقام شامخ مرجعیت داد؟ هم عرض قرار دادن مواضع مرجعیت شیعه با مقاصد پلید وهابیت و استعمار نشان گر وجود چه طرز تفکری است؟

نویسنده نامه چه جایگاهی برای خود در نظر گرفته که این چنین نسبت به مقام منیع و باعظمت مرجعیت موضع نصح و نصیحت می گیرد و با ایراد اتهام سعی دارد تنها تفکر خود را منطبق بر مرّ شرع انور بداند؟

اگر شما طرح قتل عام شیعیان پاراچنار را همانطور که ابراز داشته اید : تابلوی عوام فریب و حساسیت برانگیز دفاع از کیان تشیع و ... میدانید ابتدا مکتب اعتقادی خود را برای ما بیان کنید تا بدانیم پشت این جنش به اصلاح عدالت خواه چه افرادی و با چه تفکری حضور دارند !؟

مگر دفاع از مظلوم در سایه دیانت و تعالیم دین به اوج کرامت خود دست نیافته است؟ آیا نویسنده مدعی است که تعالیم دین را برتر و فراتر از متخصصین دین و مجتهدین فراگرفته است و اینک لازم می بیند با تکیه بر کرسی استادی به آموزش اساتید مسلم تعالیم دینی بپردازد؟

استفاده ابزاری از نام و اعتبار رهبری که وی از مخالفین بی احترامی به ساحت مرجعیت است خود جای تعجب دارد ! اگر ما و شما خود را سرباز ایشان میدانیم با چه جسارتی قدم فراتر از قدم ایشان میگذاریم ؟ چرا با رفتارهای نسنجیده خود خون به دل ایشان میکنیم ؟
 
مگر قرآن مجید بارهاو بارها مسلمانان را از عمل به گمان برحذر نداشته و بعضی از ظنون را گناه اعلام نفرموده است؟ در این صورت با صرف احتمال نفوذ برخی جریانات چگونه به خود جرات داده است تا قداست نهاد مرجعیت شیعه را شکسته و بدون عرضه حتی یک دلیل محکمه پسند، تصمیمات و موضع گیری های حضرات مراجع را نشات گرفته از قدرت افراد نفوذی بداند؟

چگونه است که اعلام موضع مقام مرجعیت می تواند تحت تاثیر خیالی گروه های خاصی باشد اما جبهه گیری در برابر مراجع معظم تفلید نمی تواند زیر نفوذ جریان های استعماری اتفاق افتاده باشد؟

غلبه دشمن بر تفکر یک مرجع تقلید باورپذیر تر است یا نفوذ جریانات الحادی و مشرک در اوهام تعدادی جوان دور از دانش دینی؟

سزاوار است نویسنده یا نویسندگان این بیانیه با اعتذار از ساحت مقدس مرجعیت شیعه دست انابه به بارگاه خداوند متعال گشایند و از این ذنب عظیم و این گناه بزرگ استغفار کنند شاید خداوند این کفر و شرک را برآنان ببخشاید.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 0:54  توسط مسعود بحرینی  | 

مدتی قبل مطلبی را در شیعه نیوز درج کردیم با عنوان « اجبار در برگزاری نماز اول وقت ! » و سپس این رفتار را  به نظر سنجی گذاشتیم و نتیجه ان جالب بود اکثرا نتیجه و عواقب ان را منفی اعلام کردند .

 امروز مطلع شدم که پارچه هایی را به تعدادی از کسبه قم تحویل داده اند ، ظاهرا رسید هم در قبال ان دریافت کرده اند .

جمعه ها نیروی انتظامی هنگام اذان ظهر با مراجعه به درب مغازه ها ( اطراف حرم حضرت معصومه سلام الله علیها )  صاحبان ان را مجبور به بستن مغازه ی خود میکنند! انان باید مدت معینی مغازه خود را تعطیل کنند . گفته شده است که افرادی که از این کار سرپیچی کنند پروانه کسبشان باطل یا تمدید نخواهد شد .

شنیده ها حاکیست برخی از کسبه که از این اقدام سر پیچی کرده اند مغازه ی انها پلمپ شده است !

مشخص نیست چه ارگانی این پروژه را که بهتره ان را ( پروژه بی نماز کردن تدریجی انانی که هنوز نماز میخوانند بنامیم ) را دنبال میکند .

عجیب است دوستان تصمیم گیر ما از نتایج رفتارهای گذشته تصمیم ندارند درس بگیرند ! یادمون رفته نتایج برخوردهای قهری شدید برخی عزیزان در کمیته ی ان روز  با بد حجابها در اوایل انقلاب در بر خودر با بد حجابی چه نتیجه ای را به بار اورد ؟!

برادران عزیزم ، برخوردهای قهرامیز  (والله همیشه) نتایح مثبتی  را در بر نداشته و نخواهد داشت.

بیاد دارم  ایامی که در دبستان درس میخواندیم یک پدیده منحصر به فردی داشتیم به نام فلک ! این ابزار کمک اموزشی ! وسیله ای بود که از یک چوب بلند ترجیحا گردو !  و در ابعاد یک مترو نیم تا دو متر که وسط ان به وسیله یک طناب بسیار زیبا ! اراسته شده بود .

طفل ۷ تا ۱۱ ساله را در سرمای زمستان روی زمین سرد ابتدا راه میبردند هنگامی که پای دانش اموز خاطی ! خوب یخ میکرد او را به زمین میخواباندند و پایش را در وسط ان طناب میگذاشتند و بعد با چوبی (ترکه) که از قبل مانند گوشت کبابی که از قبل در ابلیمو میخوابانند ! در اب خوابونده بودند ! بر کف پای ان دانش اموز بی نوا  میزدند !

و معمولا این حرکت کمک اموزسی در ابتدای روز  در حیاط مدرسه هنگام برگزاری مراسم صبحگاهی برای بالا بردن روحیه ی دانش اموزان (زهر چشم کرفتن )  انجام میدادند و خوب یادمه وقتی ناظم یا ( مسؤل اتاق شکنجه ) کف پای ان کودک نگون بخت میکوبید از صدای فریاد یا بهتر بگوییم نعره ! او ما سرجایمان میلرزیدیم  و با این روحیه ما رو به کلاس راهنمایی میکردند ! و نتیجه ان رفتارها در ان زمان ترک تحصیلهای مکرر بود .

هولوکاست در همه جا بوده است .. ان ایام مدرسه، برای ما هولوکاست بود چون باید در سرمای زمستان با کله کچل به مدرسه میرفتیم ! و همش مراقب باشیم که کاری نکنیم که از مسؤل اتاق شکنجه کتک نخوریم !

خاطره جالب دیگه ای هم در دوران سربازی از مدیران فرهنگی دارم ما در کردستان خدمت میکردیم و در انجا زمستانها هوا واقعا سرد بود مسولین پادگان سرباز ها را نیم ساعت قبل از اذان صبح بیدار میکردند و سربازها را مجبور میکردند که اسایشگاه را ترک کنند این در حالی بود که اسایشگاه تا نماز خانه ۱۰ دقیقه فاصله داشت !

خلاصه بیشتر به ملاقات با خدا در شرایط سخت شباهت داشت !

البته عکس العمل این رفتار برادران این بود که اکثر سربازها بی وضو وارد نماز خانه میشدند و نزدیک بخاری ادامه خواب را دنبال میکردند ..البته از مسؤلین را زیر لب مورد عنایت خاص بهره مند میکردند. انانی نماز میخواندند که اگر هم انها را از خواب بیدار نمیکردند خودشون ساعت میگذاشتند و برای نماز بیدارد میشدند ..

پس نتیجه این رفتارهای کارشناسی شده چه بود ؟

ایجاد تنفر برای کسایی که اعتقاد کم رنگی داشتند و این رفتار واقعا جواب هم میدهد!

بهترین راه برای دین زدگی و اینجاد دلزدگی دینی برای مردم اینست که چوب را برداریم و بنام اسلام و مبانی اسلامی بر سر انها بکوبیم ! انصافا هم خیلی عالی جواب میده البته برخی از نتایج ان نیز مشهود است .

خدا نگذره از اون شخصی که این ضرب المثل را درست کرد : تا نباشد چوب تر ...فرمان نبرد ..... البته شاید اون بنده خدا فکر نمیکرد که ادمی این ضرب المثل را برای برای ادمی اجرا خواهد کرد!

از شوخی که بگذریم !

به نظر حقیر یکی از راههای خوب برای نتیجه دادن به این طرحها رفتارهای تشویقی است به عنوان مثال کسبه نمونه از تخفیف مالیاتی برخوردار شوند  یا این کسبه را مسولین این طرح به اروهای زیارتی ببرند و هزاران راه دیگر که اهلش بهتر از من بلد هستند البته اگر اراده کنند ! البته ما عادت نداریم از بیت المال در این امور هزینه کنیم  یا بلد نیستیم یا ان را کم ارزش میدانیم . اگر این چنین است کاش مردم را به حال خود وا بگذاریم تا کار از این که هست خراب تر نشده

بقول شاعر :

 صد ها  بدی  کردی  و  دیدی  ثمرش  را

خوبی چه بدی داشت که یکبار نکردی ؟

البته این شعر به معنی بدی کردند دوستان نیست منظور اینست که چه خوب است که رفتارهای جاذبه گونه را بیشتر امتحان کنیم اگر نتیجه نداد انگاه ..... و چون ما مردم ایران را ملتی صاحب تمدن و با فرهنگ اصیل میدانیم و انشالله هستیم یقینا طرحهای مهربون نتایج زیبایی را در نیز در بر خواهند داشت .

انشالله ...

مرتبط :

نماز جمعه اجباری برای ورزشکاران !

توضیحی برای تلخ قلمی خویش !

 " برخی از دوستان میگن قلم تلخی داری ...  باید عرض کنم مادر بزرگم که خدایش رحمت کند میگفت : دوست میگه گفتم  ... دشمن میگه : خواستم بگم .. گفتم :شاید بدت بیاد !! حالا ما هم اندازه بضاعت خود سعی داریم دوست باشیم نه دشمن ! "

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 20:2  توسط مسعود بحرینی  |