تبليغاتX
.:: دست نوشته های مسعود بحرینی ::.

در این ایام که حرف و حدیث در باره جریان حج و رفتار برادران وهابی عربستان با برادران اهل تشیع بالا گرفته است به یاد خاطره ای افتادم که چندی پیش  یکی از اساتید دانشگاه برام تعریف کرده بود ایشان از سالی میگفت که به حج مشرف شده بود.

 

 ابتدا وی از رفتار برادران وهابی عربستان گله مند بود که رفتار جاهلانه ای با زوار خانه خدا داشتند و ... بعد خاطره ای برایم تعریف کرد از سالی که به حج مشرف شده بود .

 

جریانی که او تعریف میکرد از این قرار بود که  : ان سالی که من عازم شدم چله تابستان بود و گرمای شدیدی در مکه بر قرار بود من که عادت به گرمای شدید عربستان  را نداشتم خیلی گرما زده شدم وقتی وارد عرفات شدیم به دلیل گرمی هوا در انجا حالت بیهوشی به من دست داد و به زمین افتادم حال عجیبی بود احساس میکردم قیامت شده و هیچ کسی به کسی نیست ..... ولی اشتباه میکردم !

 

به یکباره احساس کردم یک نفر حوله ای که در قسمت بالای بدنم بسته بودم را باز کرد و بر داشت و فرار کرد !

 

من که نا در بدن نداشتم سعی کردم از جا بلند شوم و خودم را به در مانگاهی برسانم که ناگهان دیدم یک جوانمرد دیگری از راه رسید و حوله پایینی را کشید و فرار کرد !!

 

من خودم را لخت عور در میان انبوه جمعیت دیدم و  در  اوج ذلت! که نمی توانم پوشش خود را حفظ نمایم و به ناچار از جا برخواستم و منم احرام یکی دیگه را کشیدم به بستم به کمر و د فراررررررررررر !

 

با شنیدن این خاطره من دیگر نتوانستم جلوی خنده ام را بگیرم و به جناب حاجی دکتر ! عرض کردم حاج اقا تقلب الله انشالله !!

 

نتیجه اخلاقی :

 

۱. سعی کنیم تابستون حج نریم ! :)

۲. اگر حالتون بد شد ابتدا احرامتونو سفت بچسبید بعد به فکر جونتون باشید !

۳.فکر نکنید دزدا به حج نمی روند !

۴. احرام خودتون رو حفظ کنید تا مجبور به احرام دزدی نشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 1:32  توسط مسعود بحرینی  | 

امروز در حالیکه سایتهای خبر ی را مرور میکردم نگاهم به یک تیتر یک خبر افتاد و از ان به خنده افتادم ! تیتر  ان این بود : 

 

 زمینه سازی برای مرجعیت آیت الله ......

 

 یکدفعه بیاد سخنی از مرحوم ایت الله گلپایگانی افتادم که باید انرا به افرادی که وارد حوزه های علمیه میشوند اموخت که در دوره تعلیم در حوزه سر لوحه کار خود قرار دهند .

 

ایشان فرموده بودند : من برای رسیدن به مرجعیت ، یک قدم هم بر نداشتم .

 

اری ایشان به گفته خود هیچ قدمی برای مرجعیت خود بر نداشتند و در ان زمان حیاتشان معروف ترین مرجع تقلید زمان خود بودند تا زمان وفاتشان .

 

وقتی انسان تقوی داشته باشد خداوند بدون خرج و هزینه کردن موجبات موفقیت او و رسیدن به قله های بزرگ مادی و معنوی فراهم میکند ، محبت او را در دل مردم قرار میدهد و .....

 

 اما درنقطه مخالف اگر خداوند برای شخصی نخواهد !  وااااااااااااااااای هر چه کند و خود را هر چه به درو دیوار بکوبد ! به جایی نمی رسد و الی اخر ...

 

من هدفم از این نوشته زیر سوال بردن هیچ شخصی نبود بیشتر روی سخنم به تیتر نویس این خبر بود که چه کرده بود ! ....................

 

کلام اخر : برای رسیدن به مرجعیت و هر نوع مقام الهی نیازی به زمینه سازی نیست ! انچه برای مرجعیت بســـــــــیار لازم است علم و تقوی است !


 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 1:22  توسط مسعود بحرینی  | 

 

در اشوب های روزگار مانند بچه شتر باش !

 

خیلی ها در ایام انتخابات از ما میپرسیدند که موضع شما در این دوره انتخابات چیست ؟

طرفدار کدام جناح هستید ؟

 

و از این حرفا ...... در خصوص موضع انتخاباتی که موضعمون را در شیعه نیوز اعلام کردیم  اما پس از انتخابات و در گیرهای زشت ! که گذشته از همه حرف و حدیث هایش (که نمی خواهم بدان اشاره کنم) در شأن مردم ایران نبود و من فکر نمی کردم ملتی که ۸ سال دست در دست هم مقابل دشمن جنگیدند و به هم کمک کردند  به هر علت ! چنین رفتارهایی را ..... .

 

 در ایام اشوبهای خیابانی هم عده ای خواستار موضع گیری شیعه نیوز در خصوص این تحولات بودند .

موضع ما عنایت به این جمله از ،مولای متقیان امیرمومنان ( علیه السلام )  بود که فرموده اند :

در اشوب های روزگار مانند بچه شتر باش  نه پشتی داشته باش که بر ان سوار شوند  و نه پستانی که ان را بدوشند !

 

 

بعد ها خیلی ها متوجه خواهند شد به چه ارزانی به خیلی ها سواری دادند و به چه ارزانی دوشیده شدند !

کاش برخی عزیزان نیز به این فرمایش مولا توجه و دقت میکردند  !

 

البته این به معنای بی رگ و سیب زمینی بودن نیست !

 

ولی هر مسلمان باید در موضع گیری اش مصلحت کیان اسلامی را در نظر بگیرد  که اگر اینگونه نبود و خونی به نا حق بر زمین بریزد شاید فردای قیامت جوابی برای ان نداشته باشد !

 

 در هر جامعه ای تک تک افراد ان جامعه حق مطالبه خواسته های خود را از طریق قانون دارند اگر از طریق قانون رفتار کردند و قانون پاسخگو نبود یعنی مملکت استبدادی است !

 

در هر حال همه باید قانونمدار باشیم  و الا دود بی قانونی همه را خفه خواهد کرد چه انانی که اتش را شعله ور میکنند چه افراد بی گناهی که بصورت اتفاقی سر راه اتش قرار میگیرند !

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 18:53  توسط مسعود بحرینی  |